هم خونه

هم خونه ي من اي خدا

از من ديگه خسته شده

كتاب عشق ما ديگه

خونده شده،‌ بسته شده

خونه ديگه جاي غمه

اون داره از من دور ميشه

اين خونه ي قشنگ ما

داره برامون گور مي شه

اون دست گرم و مهربون

با دست من قهره ديگه

چشماي غمگينش با من

قصه ي شادي نميگه

هم خونه ي من با دلم

خيال سازش نداره

دستاي كوچيكش ديگه

ميل نوازش نداره

شبا وقتي ميرم خونه

بوسه به موهاش مي زنم

سرش به كار خودشه

انگار نه انگار كه منم

روزا وقتي ميام بيرون

اون خودشو به خواب زده

خب ، مثل روزگار شده

يه روز خوبه ، ‌يه روز بده

اي دل من ، اي ديوونه

بذار برم از اين خونه

---------------------------------

کمکم کن

بار الها مددي که از تو غافل نشوم

بار الها مددي، غريب و سائل نشوم

کمکم کن که پر از عشق شود دفتر دل

کمکم کن که ورق پاره ي باطل نشوم

مثل يک شاخه ي سنگين، پرم از بار نياز

بار الها چه کنم گر به تو مايل نشوم؟

دل درويش من، اين ثروت بي حد وفا

آيه ي بذل تواَم ، چگونه نازل نشوم؟

من يکي قطره و تو ساحل درياي وجود

کمتر از هيچم اگر من به تو واصل نشوم

بار الها ، حاصل بودنم اين طحفه ي دل

مددي کن که سر افکنده ز حاصل نشوم
-----------------------
همه گويند كه: تو عاشق اويي

گر چه دانم همه كس عاشق اويند

ليك مي ترسم، يارب

نكند راست بگويند؟
----------------------
به خاطر آور، كه آن شب به برم

گفتي كه : بي تو، ز دنيا بگذرم

كنون جدايي نشسته بين ما

پيوند ياري، شكسته بين ما

گريه مي كنم

با خيال تو

به نيمه شب ها

رفته اي و من

بي تو مانده ام

غمگين و تنها

بي تو خسته ام

دل شكسته ام

اسير دردم

از كنار من

مي روي، ولي

بگو چه كردم؟

رفته اي و من آرزوي كس

به سر ندارم

قصه ي وفا با دلم مگو

باور ندارم

قسمت نشد

قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
چی کار کنم مسافرم...

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن طاقت بیار
نامه رو خط خطی نکن
دو جمله رو هم دووم بیار
باور نکن یه بی وفام
نامه میذارم و میرم
نه ،
قسمت زندگی اینه
به کی بگم مسافرم...

درد من از تو دوریه
تو لحظه های بی کسیم
قشنگی قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم.......

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشه
تموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه........

------------------------------------------------------


دستم بريده از تو
راهم اگر چه دوره
واسه مجازات
اين دلم اعدامي غروره

محكوم به عشق تو شدم
طناب دارم كممه
سرخي سيليت رو صورتم
فكر فرار تو سرمه

واسه ي گذشتن از دل تو چه ديره
بيا ببين محكوم تو داره ميميره
آروم آروم دارم ميرم تا كه بميرم
اما واسه نبودنت دلم مي گيره
می گیره

واسه ي گذشتن از دل تو چه ديره
بيا ببين محكوم تو داره ميميره
آروم آروم دارم ميرم تا كه بميرم
اما واسه نبودنت دلم مي گيره

حالا ديگه راهي نيست ، تا طناب دار من
قدم قدم مي شمرن ، آدماي دور من
اشكي روي چشمها نيست
كسي به ياد ما نيست
سياهپوشي نمي بينم
هيشكي هوادار ما نيست

حالا ديگه راهي نيست ، تا طناب دار من
قدم قدم مي شمرن ، آدماي دور من
اشكي روي چشمها نيست ، كسي به ياد ما نيست
سياهپوشي نمي بينم ، هيشكي عزادار ما نيست

بشمار ثانيه ها رو ، بيا ببين رفتن ما رو
يادت بيار خاطره ها مو ، از جا بكن چوبه ي داااار و
بشمار ثانيه ها رو ، بيا ببين رفتن ما رو
يادت بيار خاطره ها مو ، از جا بكن چوبه ي دار و

به خدا سختمه برم
ولي آخه چيكار كنم

به خدا سختمه برم
ولي آخه چيكار كنم

مجرمم و جرمم اينه
ميخوام تو رو نگاه كنم

مجرمم و جرمم اينه
ميخوام تو رو نگاه كنم


دستم بريده از تو
راهم اگر چه دوره
واسه مجازاتت
اين دلم اعدامي غروره

دستم بريده از تو
حالا كه راهم اگر كه دوره
واسه مجازاتت
اين دلم اعدامي غروره

حالا ديگه راهي نيست ، تا طناب دار من
قدم قدم مي شمرن ، آدماي دور من
اشكي روي چشمها نيست ، كسي به ياد ما نيست
سياهپوشي نمي بينم ، هيشكي هوادار ما نيست

حالا ديگه راهي نيست ، تا طناب دار من
قدم قدم مي شمرن ، آدماي دور من
اشكي روي چشمها نيست ، كسي به ياد ما نيست
سياهپوشي نمي بينم ، هيشكي عزادار ما نيست

بشمار ثانيه ها رو ، بيا ببين رفتن ما رو
يادت بيار خاطره ها مو ، از جا بكن چوبه ي دار و

بيا ببين رفتن ما رو ، بشمار ثانيه ها رو
يادت بيار خاطره ها مو ، از جا بكن چوبه ي دار و

بشمار ثانيه ها رو ، بيا ببين رفتن ما رو
يادت بيار خاطره ها مو ، بشكن چوبه ي دار و

 

-----------------------------------

 

مي روم

راه کربلا

خسته از نگاه عالم گوشه گیر جنگلا
خیلی دوس دارم برم به سرزمین کربلا
اما این همه پرنده چرا طاووس شدن
ای خوا ببین چطور از همه مایوس شدن

آخه چی می شد منم عقاب و شاهین می شدم
می تونستم بپرم به آرزوهای خودم

همه زل زدن به پای زشت من
نمی دونن که چیه سرشت من

نمی دونن که می خوام چیکار کنم
دلمو به عشق کی دچار کنم

دوس دارم راهی کربلا بشم
تا منم سری توی سرا بشم

حالا از کجا برم پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به کربلا


شبيخون

برسان باده که غم روي نمود اي ساقي

اين شبيخون بلا، باز چه بود اي ساقي؟

حاليا عکس دل ماست در آيينه ي جان

تا چه رنگ آورد اين چرخ کبود اي ساقي

تشنه ي خون زمين است فلک، واين مه نو

کهنه داسيست که بس کشته دِرود اي ساقي

وز که شستيم به خوناب جگر جامه ي جان

نه از او تار به جا ماند و نه پود اي ساقي

حق به دست دل من بود که در معبد عشق

سر به غير تو نياورد فرود اي ساقي

در فرو بند که چون سايه در اين خلوت غم

با کَسَم نيست سر گفت و شنود اي ساقي

اي شب

اي شب به پاس صحبت ديرين خداي را
با او بگو حکايت شب زنده داريم
با او بگو چه مي کشم از درد اشتياق
شايد وفا کند بشتابد به ياريم

اي دل چنان بنال که آن ماه نازنين
آگه شود ز رنج من و عشق پاک من
با او بگو که مهر تو از دل نمي رود
هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من

اي شعر من بگو که جدايي چه مي کند
کاري بکن که در دل سنگش اثر کني
اي چنگ غم که از تو به جز ناله برنخاست
راهي بزن که ناله از اين بيشتر کني

اي آسمان به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بيابان گريختم
داري خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ريختم

اي روشنان عالم بالا ستاره ها
رحمي به حال عاشق خونين جگر کنيد
يا جان من ز من بستانيد بي درنگ
يا پا فرا نهيد و خدا را خبر کنيد!

آري مگر خدا به دل اندازدش که من
زين آه و ناله راه به جايي نمي برم
جز ناله هاي تلخ نريزد ز ساز من
از حال دل اگر سخني بر لب آورم

آخر اگر پرستش او شد گناه من
عذر گناه من همه چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگي و آرزوي من
او هستي من است که آينده دست اوست

عمري مرا به مهر و وفا آزموده است
داند که من آن نيم که کنم رو به هر دري
او نيز مايل است به عهدي وفا کند
اما اگر خدا بدهد عمر ديگري!
--------------------------
هر عهد که بستند گسستند عزيز

بيهوده دل مرا شکستند عزيز

آنان که ز ايل مهرباني بودند

ما را به صليب عشق بستند عزيز